تبلیغات

پاتوق شهر

پاتوق شهر
نظر سنجی
آیا این مذاکرات با آمریکا باعث چرخیدن جرخ هسته ای و چرخ اقتصاد(کاهش بیکاری و رکود و تورم و... ) شده است؟






دوستان همراه




لینک های مفید
جنگ دوست داشتنی
سعید تاجیک

برای این نویسنده خوش ذوق داستان های جنگی، خود جنگ هم مثل یک داستان بوده. یک داستان مهیج و البته پر از خنده. کاراکترهای کتاب تاجیک، هم رزمندگان معمولی و گمنام هستند و هم شهدای نامداری مثل حاج همت.

خمپاره های دشمن مدام به اطرافمان می خوردند. گهگاه هم گلوله های مستقیم تانک مثل برق از بالای سرمان می گذشتند و به پشت سرمان اصابت می کردند. در همان لحظه، جواد اشاره کرد، از روی صندلی بلند شدم و ایستادم. جیپ همچنان به طرف خط می رفت. با صدای بلند گفتم: «اگر با کشته شدن ما فاو پابرجا می ماند، پس ای خمپاره ها ما را دریابید!»

10 کتاب برتر خاطرات جنگ

برادر شریفی که هول کرده بود، با لهجه ترکی فریاد زد: «آهای! چه کار می کنی؟ بگیر بشین. اینجا تو دید مستقیم دشمن است!» بچه ها زدند زیر خنده. گفتم: «دلم برای حوری های خوشگل بهشت تنگ شده. می خواهم شهید شوم. آهای حوری های خوشگل کجایید... اللهم زوجنا من الحور العین!»

فاصله ما تا خط حدود 200 متر بود که ناگهان یک خمپاره 120 زوزه کشان آمد و چند متری ما به زمین اصابت کرد. شریفی که حسابی خود را باخته بود، فریاد زد: «تو امروز سر ما را به باد می دهی!»

جواد در حالی که می خندید، به شریفی گفت: «ولش کن، زیاد سر به سرش نگذار. این دیوانه است. تا به حال چند بار او را موج سنگین گرفته!» شریفی گفت: «از کارهاش معلومه! برای چی این را دنبال خودتان آوردید؟» جواد خندید و گفت: «برای خنده!»


طبقه بندی: معرفی کتب برتر،
[ شنبه 8 آذر 1393 ] [ 07:58 ب.ظ ] [ همکلاسی آسمانی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


ماباسخن رهبر خود دمسازیم
برصلابت کلام او می نازیم
با کوشش وسعی خویش انشاالله
یک مملکت محمدی می سازیم.

از قرارگاه شهید ابوعمار (اولین وبلاگ انجمن شهرستان بهشهر )
91-90
همزمان با سالگرد شهادت شهیدمطهری وروزمعلم

آخرین مطالب
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :